تحلیل پدیده ای پنهان در تصمیم گیری کادرفنی
مقدمه موفقیت در عرصه فوتبال حرفهای نه تنها به توانمندیهای فردی بازیکنان، بلکه به کیفیت تصمیمگیری کادر فنی در لحظات حساس بستگی دارد. سرمربی بهعنوان محور اصلی این کادر، در بحرانیترین لحظات بازی باید با اطلاعاتی فراوان، زمانی اندک، و فشاری طاقتفرسا تصمیمهای سرنوشتسازی بگیرد. این واقعیت، جایگاه مربیگری فوتبال را به یکی از پیچیدهترین […]
مقدمه
موفقیت در عرصه فوتبال حرفهای نه تنها به توانمندیهای فردی بازیکنان، بلکه به کیفیت تصمیمگیری کادر فنی در لحظات حساس بستگی دارد. سرمربی بهعنوان محور اصلی این کادر، در بحرانیترین لحظات بازی باید با اطلاعاتی فراوان، زمانی اندک، و فشاری طاقتفرسا تصمیمهای سرنوشتسازی بگیرد. این واقعیت، جایگاه مربیگری فوتبال را به یکی از پیچیدهترین موقعیتهای تصمیمگیری در میان تمام رشتههای ورزشی بدل ساخته است
فشار روانی در مربیگری فوتبال
در میان مربیان رشتههای مختلف ورزشی، مربی فوتبال از جمله افرادی است که بیشترین میزان آسیبپذیری در برابر فشارهای روانی را تجربه میکند. دلیل این مسئله روشن است؛ سرمربی فوتبال باید بهصورت همزمان تاکتیک تیم، مسائل روانشناختی، آمار و ویژگیهای حریف، وضعیت بازیکنان خودی، عملکرد داور و در نهایت نتیجه مسابقه را مدیریت کند. مهمتر اینکه بسیاری از این تصمیمها باید در کمترین زمان ممکن گرفته شوند.
در شرایط بحرانی، برخی مربیان احساس میکنند که کنترل اوضاع از دستشان خارج شده است. در این حالت، نه راهی برای برونرفت از وضعیت موجود مییابند و نه قادرند تصمیمی درست و بهموقع اتخاذ کنند. در نتیجه، ناخواسته به تصمیمهایی روی میآورند که نه تنها بهبودی ایجاد نمیکند، بلکه اوضاع را وخیمتر میسازد. این وضعیت بهویژه زمانی حادتر میشود که تیم در موقعیت سقوط قرار دارد و برای بقا نیازمند پیروزی است. در چنین شرایطی، اضطراب و استرس سرمربی به اوج خود میرسد و نکته مهم این است که اثر
این شرایط تنها به شخص سرمربی محدود نمیشود، بلکه میتواند بر تمام اعضای تیم تأثیر بگذارد
معمولاً در چنین شرایطی، کادر فنی برای مواجهه با مشکلات موجود به جمعآوری اطلاعات روی میآورد. مربیان تلاش میکنند از هیچ اقدامی برای عبور از بحران دریغ نکنند و تا حد امکان از تجربیات ارزشمند متخصصان و افراد صاحبتجربه بهره بگیرند. همچنین تلاش میکنند اطلاعات بیشتری جمعآوری کنند، آنالیزهای دقیقتری انجام دهند و از هر عاملی که تصور میکنند میتواند به حل مشکل کمک کند، استفاده کنند
اما پرسش مهم اینجاست ، اگر اطلاعات کافی در اختیارداریم ، آنالیز دقیقی انجام دادیم واز تجربیات اساتید و متخصصان نیز استفاده کرده ایم چرا هیچ تحول مثبتی در شرایط ایجاد
نمی شود؟
پاسخ این پرسش در مفهومی نهفته است که در روانشناسی شناختی به آن فلج اطلاعاتی
می گویند ( information paralysis ) یا
فلج اطلاعاتی چیست؟
فلج اطلاعاتی یا Information Paralysis زمانی رخ میدهد که سرمربی یا کادر فنی به دلیل مواجه شدن با حجم بسیار زیادی از اطلاعات، گزینههای متعدد یا پیچیدگی بیش از حد شرایط، توانایی تصمیمگیری و اقدام مؤثر را از دست میدهند. در این حالت، مربی دیگر نمیتواند مسئله اصلی را بهدرستی مشخص کند و مهمتر از آن، قادر نیست در زمان مناسب تصمیم بگیرد و آن را اجرا کند.
نکته مهم این است که مشکل در چنین شرایطی کمبود اطلاعات نیست؛ بلکه مشکل، ناتوانی در تبدیل اطلاعات به یک تصمیم روشن و به موقع است
این پدیده دقیقاً برخلاف تصوری است که معمولاً داریم. ما تصور میکنیم هرچه اطلاعات بیشتری داشته باشیم، تصمیم بهتری خواهیم گرفت؛ اما مغز انسان یک سیستم محدود است و ظرفیت پردازش آن نیز محدودیتهایی دارد. بنابراین، افزایش بیحدوحصر اطلاعات همیشه به افزایش کیفیت تصمیمگیری منجر نمیشود
یک مثال ساده از فلج اطلاعاتی
فرض کنید سرمربی تصمیم گرفته است یک مهاجم را تعویض کند. در این لحظه، ذهن او با اگر مهاجم را تعویض کنم، قدرت پرس تیم کاهش پیدا میکند.مجموعهای از پرسشها و اگر یک هافبک را به عقب بیاورم، ساختار حمله تیم دچار مشکل میشود.سناریوهای مختلف اگر اگر سیستم بازی را تغییر بدهم، آیا تیم در فاز دفاعی آسیبپذیرتر خواهد شد؟بازیکن دیگری را وارد زمین کنم، آیا تعادل تیم حفظ خواهد شد؟
در چنین شرایطی، مربی ممکن است بهجای آنکه از اطلاعات برای رسیدن به یک تصمیم مشخص استفاده کند، وارد بررسی بینهایت سناریو شود ، در نتیجه تحلیل که باید ابزاری برای تصمیم گیری باشد ، به مانعی برای تصمیم گیری تبدیل می شود
در چنین مواقعی، آسیب بیشتری به تیم و بازیکنان وارد میشود؛ زیرا سرمربی در آن لحظه ممکن است دیگر بهطور دقیق نداند هدف اصلی او چیست و به دنبال چه چیزی است. او ممکن است در تعیین استراتژی و تاکتیک مناسب دچار تردید شود و همین مسئله باعث سردرگمی کادر فنی شود.
این سردرگمی بهطور مستقیم میتواند بر کیفیت و عملکرد بازیکنان تأثیر بگذارد و موجب افت شدید عملکرد آنان شود. بازیکنان نیز معمولاً تحت تأثیر ترس و تردید ناشی از اضطراب و نگرانی کادر فنی قرار میگیرند. بازیکنان در فضای آکنده ازترس و تردید ، تمایلی به بروز خلاقیت وتوانایی های فردی خود ندارند، آنها ترجیح می دهند هرچه سریع تر توپ را به دیگری بدهند تا مبادا کوچک ترین اشتباهی سبب شکست تیم شوند و مسئولیت آن گریبانشان را بگیرد در نتیجه، ترس از اشتباه جای خلاقیت، جسارت و تصمیمگیری آزادانه را میگیرد
سه نوع فلج اطلاعاتی مختص مربیان فوتبال
بر اساس محتوای این بحث، میتوان سه نوع اصلی فلج اطلاعاتی را در مربیگری فوتبال مورد توجه قرار داد:
فلج قبل از تصمیم
در نوع اول، مربی میداند که باید تصمیمی بگیرد، اما نمیتواند بین گزینههای موجود انتخاب کند. برای مثال، سرمربی میداند که باید تعویض انجام دهد، اما نمیتواند تصمیم بگیرد چه بازیکنی از زمین خارج شود و چه بازیکنی وارد زمین شود تا بتواند بهترین نتیجه رابه دست آورد.
در نتیجه، تصمیمی که باید در دقیقه ۶۵ گرفته شود، ممکن است تا دقیقه ۸۵ به تأخیر بیفتد. این تأخیر میتواند موجب از دست رفتن فرصت مناسب برای ایجاد تغییر تاکتیکی شود
در این حالت ، سرمربی در گیر دو پرسش اساسی می شود ، چه کسی؟ چه زمانی ؟درواقع
مربی میداند که باید اقدامی انجام دهد، اما در انتخاب فرد مناسب و زمان مناسب برای اجرای تصمیم دچار توقف میشود
فلج در لحظه
نوع دوم، «فلج در لحظه» است. در این وضعیت، اتفاقی غیرمنتظره در مسابقه رخ میدهد؛
برای مثال : کارت قرمز ، گل بخودی ، گل غیره منتظره ، مصدومیت بازیکن ، در چنین
لحظهای، اگر مربی برای سناریوهای احتمالی از قبل برنامه مشخصی نداشته باشد، ممکن است برای مدتی دچار نوعی انجماد ذهنی شود. در واقع، ذهن او بهصورت اضطراری در حال پردازش اتفاق جدید است و فرصت کافی برای تبدیل سریع این اتفاق به یک پاسخ تاکتیکی مناسب ندارد.برای مثال، تصور کنید تیم حریف ۱۰ نفره شده است و تیم شما حدود ۳۰ دقیقه
برتری عددی در اختیار دارد، اما در این مدت هیچ تغییر تاکتیکی جدی و متناسب با شرایط جدید در تیم ایجاد نمیشود ، درچنین شرایطی این احتمال وجود دارد که سرمربی دچار فلج
در لحظه» شده باشد؛ یعنی برای چنین سناریویی از قبل برنامهای آماده نکرده و در زمان وقوع اتفاق، نتوانسته است بهسرعت تصمیم مناسب را استخراج و اجرا کند.
فلج احساسی
نوع سوم، «فلج احساسی» است. این نوع فلج زمانی رخ میدهد که یک اتفاق ناعادلانه یا یک تصمیم بسیار مهم در مسابقه رخ دهد و احساسات مربی را بهشدت تحت تأثیر قرار دهد.
در چنین شرایطی، احساساتی مانند خشم، ناباوری، اعتراض یا شوک میتوانند ظرفیت پردازش اطلاعات را کاهش دهند. بر اساس متن حاضر، احساس یا ناباوری میتواند ظرفیت پردازش اطلاعات را حدود ۴۰ تا ۶۰ درصد کاهش دهد.
برای مثال، میتوان به گلی اشاره کرد که توسط داور مردود اعلام میشود یا تصمیمی که پس از بررسی اتخاذ میشود. در چنین لحظهای، واکنش احساسی مربی میتواند تمرکز او را از مسئله اصلی مسابقه دور کند و توانایی او برای تحلیل و تصمیمگیری را تحت تأثیر قرار دهد
نویسنده : دکتر بهروز شهسواری