در آغوش صخرهها و نجوای ماه/صعود نیمهشب به قله کولجنو
شکوهی از جنس سنگ و آسمان به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صدای منتقد ؛ در قلب ایران، جایی که سلسلهجبال زاگرس با شکوه و ابهت خود، تابلویی از عظمت الهی را ترسیم کردهاند، رشتهکوه اشترانکوه بر بام لرستان ایستاده است. اشترانکوه،معروف به آلپ ایران؛ریشهای است که در تار و پود طبیعت لرستان نفوذ کرده […]
شکوهی از جنس سنگ و آسمان
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صدای منتقد ؛ در قلب ایران، جایی که سلسلهجبال زاگرس با شکوه و ابهت خود، تابلویی از عظمت الهی را ترسیم کردهاند، رشتهکوه اشترانکوه بر بام لرستان ایستاده است. اشترانکوه،معروف به آلپ ایران؛ریشهای است که در تار و پود طبیعت لرستان نفوذ کرده و برای هر گردشگر، کوهنورد و دوستدار طبیعت، جاذبهای وصفناشدنی دارد. اشترانکوه، با قلل رفیع و طبیعت خارقالعادهاش، آوازهای جهانی یافته است؛ آوازهای که هر هفته، کوهنوردانی از سراسر کشور را برای تجربه هیجان و آرامش به سوی قلههای فنی و جذابش فرا میخواند.
آغاز در سکوت شب
همه چیز از شب پنجشنبه، ۱۱ تیرماه ۱۴۰۵ آغاز شد. گروهی ۱۲ نفره از کوهنوردان از شهرهای تهران، اصفهان، بروجرد، ازنا و خرمآباد، در میدان خروجی الیگودرز گرد هم آمدند. ساعت ۱۰ شب بود و سکوت شب، با نور قرص ماه، برای مهمانان این کوهستان، روشنایی بیشتری فراهم کرده بود. حرکت از مسیر الیگودرز به سمت آبشار آبسفید، آغاز یک ماجراجویی جسورانه برای فتح قله ۳۸۱۳ متری «کولجنو» بود.
پس از عبور از جادههای خاکی و رسیدن به دامنه، در حالی که زمان از نیمهشب گذشته و به جمعه ۱۲ تیر رسیده بود، حرکت آرام گروه در کنار دو خانوار کوچنشین آغاز شد. در این سکوت، تنها صدای پرندگان کبک بود که با پروازهای کوتاه زیر نور ماه، آرامش شب را بر هم میزدند.
یادبود در میان برف و سنگ
در همان ابتدای مسیر صعود، کوهستان نخستین درس خود را به ما یاد آوری کرد: «احترام». در نزدیکی یک یخچال برفی بزرگ، جایی که نام آن «تنوره،برف پیر» است، گروه ایستاد. این مکان، یادآور خاطرات تلخ آذرماه ۱۳۹۶ است؛ زمانی که هفت تن از بهترین کوهنوردان مشهدی زیر خروارها برف ناشی از بهمن مدفون شدند. با ادای احترام و قرائت فاتحه برای ارواح آن عزیزان، گروه بار دیگر به مسیر ادامه داد. در آن لحظه، ستارههای آسمان و نور ماه، گویی نقاشی بیهمتای خالق را در قاب کوهستان به نمایش میگذاشتند.
ساعت ۱:۳۰ بامداد بود که به پناهگاه کولجنو (یادبود زنده یاد کامران سلیمانی) در ارتفاع ۳۰۲۸ متری رسیدیم. پس از استراحتی کوتاه، مسیر سختتر شد. درههای خطرناک و یخچالهای پر برف زیر پایمان خودنمایی میکردند. با مدیریت دقیق مسئول فنی، استاد اسکندر ترابی، از یخچالهای یخزده عبور کردیم و با رعایت نکات ایمنی، به سوی ارتفاعات بالاتر پیش رفتیم.
نردبان آسمان و فتح قله
با رسیدن به سپیده دم و پس از اقامه نماز در گرگومیش هوا، صعود اصلی آغاز شد: صعود از تیغه صخرهای به ارتفاع ۴۰۰ متری و طول پیمایش ۷۰۰ متر. در این مرحله، صخرهها دیگر تنها سنگ نبودند؛ آنها گویی نردبانی از جنس زمین هستند که تا آسمان کشیده شده اند.در میان دو پرتگاه عمیق، در نگاه اول صخره ها خشن و دست نیافتنی اما بر خلاف ظاهر؛صخرهها با مهربانی طبیعی، دستگیره های محکم از جنس خود و رکاب های زیر پا را به کوهنوردان تقدیم کردتا کوهنوردان به راحتی صعود کنند.
سخت ترین مسیر کراکس یک بود که با آرامش و مهارت طی شد. کراکس دو و سه، با حمایت فنی متخصصان و سرپرست گروه، از شکافهای پلهمانند عبور کردیم تا در ساعت ۷ صبح، در ارتفاع ۳۸۱۳ متری، بر فراز لرستان ایستاده باشیم. قله کولجنو، با عرض ۱۰ متر، در آن ساعت، پاداش تمام سختیها بود. یک ساعت استراحت و صرف صبحانه در آن ارتفاع، لذتی بود که با هیچ کلامی نمیتوان توصیف کرد.
فرود و بازگشت
فرود، همانند صعود برنامه ریزی دقیق دیگری بود. مسیر انتخابی ما از تیغه به سمت «شصت خدا» و یخچالهای عظیم «برف پیر» و «تنوره» بود. با تابش آفتاب تیرماه، یخها لغزنده شده بودند، اما با آموزشهای مداوم و کار با کلنگهای مخصوص توسط استاد اسکندر ترابی، گروه با موفقیت از یخچالهای ۵۰۰ متری عبور کرد. حتی هنگام عبور از مسیر «برف پیر» که یادآور حادثه سال ۹۶ بود، با احتیاط فراوان و در شرایط تابستانی، از آن منطقه گذشتیم.
پس از عبور از دره یخچالی «چال سیاه» و رسیدن به پناهگاه، احساس سلامت و پیروزی در تمام اعضا موج میزد.
سخاوتی از جنس کوهستان
در راه بازگشت به دامنه، وقتی خستگی در کالبد ما نشسته بود، با نگاهی متفاوت، گرمای انسانی را تجربه کردیم. در مقابل یک سیاه چادر، با دو خواهر ۱۰ و ۱۲ ساله روبهرو شدیم که گله گوسفندان را به سمت ارتفاع میبردند. زهرا، دختر ۱۰ ساله، با نگاهی که گویی تجربهای فراتر از سنش داشت، با لحنی کودکانه اما مهربان سرپرست گروه خانم زهرا خدابخشی را خاله صدا زد و خود را به آغوشش انداخت،زهرا همه روزه با پنج خواهر دیگرش در فصل تابستان مهمان دامنه کول جنو است و سال قبل هم به تنهایی تا قله رفته و عکس یادگاری با تابلو هم در گوشی خود داشت.زهرا به دنبال گله می رود و کمی آنطرف تر سه خواهر کوچکش جلوی چادر با یک پارچ استیل دوغ منتظر ما هستند.
بهنام فروتن نیا